عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )
117
غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )
144 أكرم من ودّك و اصفح عن عدوّك يتمّ لك الفضل : دوستت را گرامى دار و از دشمنت در گذر تا فضل و مردانگى براى تو مسلّم گردد . 145 احفظ رأسك من عثرة لسانك و ازممه بالنّهى و الحزم و التّقى و العقل : سرت را از لغزش زبانت نگهدارى كن و از منع و دورانديشى و عقل و تقوى مهارى بر زبانت زن . 146 اغتنم من استقرضك فى حال غناك لتجعل قضاءه فى يوم عسرتك : اگر به حال توانائى و دارائى كسى از تو قرض خواست غنيمت بشمار و بده و پس گرفتنش را براى روز ندارى و ناتوانيت بگذار 147 ارتد لنفسك قبل يوم نزولك و وطىّ ء المنزل قبل حلولك : اختيار منزل براى خود بكن پيش از هنگام فرود آمدن و جايگاه خود را نرم كن پيش از در آمدن 148 إتّق اللّه بطاعته و أطع اللّه بتقواه : بفرمان بردارى خدا از خدا بترس و بوسيلهء تقوا و پرهيزكارى فرمانش را ببر . 149 إستدلّ على ما لم يكن بما كان فإنّ الأمور أشباه : از هر چه كه نيست دليل آنچه كه هست بگير زيرا كه كارها همانند همند ( و نيست و هست يكسان است ) 150 اشحن الخلوة بالذّكر و اصحب النّعم بالشّكر تنهائى را به ياد خداى پر كن و نعمتها را با سپاسگزارى همراه ساز . 151 أكثر النّظر إلى من فضّلت عليه فإنّ ذلك من أبواب الشّكر : بر كسى كه بر وى برترى داده شدهء بسيار نگاه كن كه اين كار خود از جملهء درهاى سپاس گذارى است . 152 ألن كنفك فإنّ من يلن كنفه يستدم من قومه المحبّة : نرم جانب شو كه هر كس نرم جانب شود از خويشانش پيوسته مهربانى بيند . 153 الزم الصّبر فإنّ الصّبر حلو العاقبة ميمون المغبّة : صبر را همراه باش كه صبر را آخرى است شيرين و پايانى است مبارك . 154 احتمل ما يمرّ عليك فانّ الاحتمال ستر العيوب و إنّ العاقل نصفه احتمال و نصفه تغافل : نيك و بد آنچه بر تو مى گذرد تحمّل كن زيرا كه تحمّل كردن پوشندهء عيوب است و نيز مرد خردمند نيمش تحمّل و نيمش تغافل و ناديده انگاشتن است 155 ابدء بالعطيّة من لم يسئلك و ابذل معروفك لمن طلبه و إيّاك أن تردّ السّائل : پيش از